تبلیغات
TheEmperor
TheEmperor

ابزار امتیاز دهی

http://s4.picofile.com/file/7926632903/Mehdi_Yarrahi_08.jpg

بنام خداوند زیبایی ها
سلام.در مطالب گذشته نوشته ای کوتاه از مهدی یراحی گفتیم که درباره ماه عسل گفته شده بود.قول داده بودیم متن کامل این مصاحبه رو براتون آماده کنیم که کردیم
البته جا داره تشکر بکنیم از دوست و همکار گلمون سهیلا ناغانی عزیز بابت تایپ این مصاحبه که وقت گیر هم بوده.



مجله روزهای زندگی نیمه دوم مرداد 1392 اشاره: مهدی یراحی متولد 23 آبان سال 1360 است و در اهواز به دنیا امده. سخه برادر و سه خواهر دارد و تحصیلاتش را تا دیپلم کامپیوتر ادامه داده. مهدی یراحی مجرد است و در حال حاضر ساکن تهران.او خواننده، اهنگساز، تنظیم کننده و نوازنده پیانو، کیبورد و گیتار ایرانی است. یراحی اموختن موسیقی را در جوانی و نزد علی کسرایی شروع و در سال 1379 به تهران مهاجرت کرد."منو رها کن" در سال 90 به عنوان اولین البوم وی منتشر شد. از مهمترین همکاران یراحی می توان از احسان علیخانی، سیروان خسروی و روزبه بمانی نام برد. وی با اجرای تیتراژ " ماه عسل" به شهرت رسید و در رمضان امسال برای سومین بار این همکاری را ادامه داد. " امپراطور" جدیدترین آلبوم اوست که به تهیه کنندگی موسسه فرهنگی و تبلیغاتی" اکسیر نوین"( مجری کنسرت هایش)منتشر شده است.
این روزها صدای مهدی یراحی را در تیتراژ پایانی برنامه " ماه عسل " می شنویم.


http://s1.picofile.com/file/7926620963/1151038_599445906774461_171.jpg

از چگونگی این همکاری صحبت می کنید؟
من برای بار سوم است که با این برنامه به عنوان اهنگساز و خواننده همکاری می کنم. سال 88" هوای تو" و " بیا تا پیدا شم" را برای این برنامه خواندم، در سال 90 " هر جای دنیایی دلم اونجاست" را به عنوان تیتراژ برای " ماه عسل " ارائه دادم و امسال هم ترانه " سازش" را دارم. 

کلاً با برنامه " ماه عسل" قرار داد دارید؟
نه، قرارداد که نداریم و خیلی دوستانه کار می کنم. این همکاری من با برنامه " ماه عسل" از پیش تعیین شده نیست و اتفاقاً امسال دقیقه نود بود که با این برنامه قرار شد همکاری کنیم. تیتراژ اولیه را فرزاد فرزین خواند و تیتراژ دوم را به دلیل اینکه بیشتر حال و هوای حسی داشت و با خداحافظی مجری برنامه پخش می شد، من خواندم. من فصای برنامه را می شناسم و دوستی صمیمانه ای با احسان علیخانی دارم و حرف یکدیگر را می شناسیم و همین باعث باعث می شود تا با این برنامه همکاری داشته باشم. با این حال شاید دیگر برای " ماه عسل" نخوانم و شاید هم بخوانم.

احسان علیخانی هم در مورد آهنگی که می سازید یا ترانه ای که می خوانید نظر می دهد؟ 
بله، ما کاملاً در این زمینه یا یکدیگر مشورت می کنیم، چون رابطه خیلی دوستانه ای با هم داریم. 

الان چه حس و حالی دارید، وقتی که در نزدیکی اذان صدای شما از تلویزیون پخش می شود؟ 
خیلی دلچسب است و خوشحالم در ثانیه یی که مردم بیشتر به معنویات و به خودشان تزدیکتر هستند، صدایم از تلویزیون پخش می شود، این موقع معمولاً اشکی گوشه چشم مردم است و ممکن است در همان لحظات مردم هم یادی از من کرده و برایم دعا کنند. 

خودتان هم در این لحظه ها اشک ریخته اید؟ 
بله در بعضی از برنامه های " ماه عسل" خیلی تحت تأثیر قرار گرفته ام. سال 87 بود. آن موقع برای " ماه عسل" نمی خواندم. علی اکبر، جوانی که بیماری خیلی سختی داشت و از درد رنج م یبرد صحبت هایی کرد که مرا خیلی تحت تأثیر قرار داد، سال 90 هم که بچه های بی سرپرست در این برنامه شرکت کرده بودند از ظفر که پرسیدند پدر و مادرت را می بخشی؟ جواب داد:آره، می بخشم. فقط بیان دنبالم... خیلی ناراحت شدم. چند شب پیش هم تحت تأثیر صحبت های مبین پسر بچه ای که دزدیده شده بود قرار گرفتم. می گفت وقتی مرا دزدیده بودند خانواده را فراموش کرده بودم و م یگفتم خدا تو کمک کن کنارت باشم و بیام پیشت.

شما کلاً آدم احساساتی هستید؟
قاعدتاً تا ادم احساساتی نباشی، نمی توانی کار هنری بکنی.

اما شنیده می شود خواننده هایی که ترانه های عاشقانه می خوانند عاشق نمی شوند و احساساتی هم نیستند؟ 
این مسأله هم دور از واقعیت نیست، اما من خودم شاید چون سالهاست که آهنگساز هستم، کلاً آدم احساساتی هستم.( با خنده)

چرا اکثر خواننده ها اول آهنگسازی می کنند و بعد تصمیم می گیرند خواننده شوند؟ 
در دنیا هم همین طور است، اما نه به اندازه کشور ما. متاسفانه در موسیقی ایرانی کسانی هستند که سر جای خودشان نیستند، ما نگاه شایسته سالاری در هنرمان نداریم، اوایل می گفتیم خوانندگی شتری است که دم خانه همه می نشیندالان باید بگوییم باید بگوییم ترانه گفتن شتری است که در خانه همه می خوابد. متاسفانه آدمهایی وارد این رشته می شوند که نه علاقه دارند و نه تخصص،اما عشق دیده شدن دارند و برای همین می آیند خواننده می شوند.مثلاً اگر یمک خبرنگار استعداد ژورنالیستی ندارد، چرا بادی برود و خبرنگار شود؟! قصه ی خواننده ها هم همین است الان طوری شده که بعضی از خواننده ها می گویند چرا به جای اینکه پول بدهم فلان شاعر و اهنگساز، خودم ترانه نگویم و اهنگ تنظیم نکنم؟؟ همین اتفاقات است که به موسیقی ما ضربه می زند. الان راحت ترین کار برای دیده شدن در هنر خوانندگی است. می توانی با ده میلیون تومان خرج کردن یک ویدئو کلیپ بسازی و به فامیلت بگویی این من هستم. متاسفانه الان هدف دیده شدن است، اما اینکه می گویند بعضی از خواننده ها اصولاً اهنگساز هم هستند دلیلش این است که هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست. یک اهنگساز می گوید چرا فلان خواننده بیاید و با اهنگ های من معروف شود، پس من خودم می خوانم و ... 



خودتان با چه تفکری خواننده شدید؟ 
شروع کار من با قرائت قرآن همراه بود. وقتی بچه بودم در مسابقات قرائت قرآن مقام آوردم.از نه- ده سالگی بود. در سال 73 در مسابقات کشوری مقام اول قرائت قران را اوردم. همانجا بود که متوجه شدم صدای خوبی دارم. تصمیم گرفتم به موسیقی هم بپردازم. از اول هم قصدم فقط اهنگسازی نبود، قرارم این بود که خودم اهنگ بسازم و خودم هم بخوانم،. سال 79 اولین آلبومم را ساختم که مجوز نگرفت، سال 81 و 83 هم ساختم که یا بیرون نیامد و یا مجوز نگرفت. خودم هم در کارم خیلی وسواس داشتم. به هر حال وقتی کارهایم وارد بازار نمی شد، تصمیم گرفتم برای گذران زندگی آهنگسازی کنم تا یک توفیق اجباری باشد. به هر حال همین آهنگسازی برای من اعتبار شد و وقتی به عنوان خواننده شناخته شدم با من به عنوان یک خواننده مبتدی برخورد نمی شد.

در تدارک البوم جدید هستید؟؟؟ 
بله، اگر اتفاق خاصی نیفتد تا یکی دو ماه دیگر آۀبوم تازه ام به اسم " امپراطور" وارد بازار می شود. در خصوص فضای البوم باید بگویم که خیلی متفاوت است. متفاوت نه فقط در بازار، بلکه در قطعات. این آلبوم به قلب خودم خیلی نزدیک است.انتخاب شعر و ملودی 90 درصد اهنگ ها با خودم بوده. البوم 12 قطعه دارد و می توانم بگویم این البوم جزو بهترین کارهایم اسنت که چکیده کارهایم را در آن قرار داده ام.

فکر می کنید استقبال خوبی از البوم صورت بگیرد؟
شعرهای من به نسبت شعرهای متداول بازار خیلی سنگین تر است. در البوم اولم " منو رها کن" قطعه عربی " باور نکن..." را داشتم که با استقبال خوبی همراه بود، اما در آلبوم بعدی من یک مقدار بیشتر مخاطب صدایم را شناختم و به خاطر همین است که فکر می کنم استقبال خیلی خوبی از آلبومم شود، به هر حال تاریخ موسیقی ایران ینشان داده که پیش از ورود البوم نمی توانی پیش بینی خاصی در خصوص استقبال آلبوم داشته باشی، اما با توجه به یک سری از فاکتورها و مولفه هایی که من در کارم رعایت می کنم به نظرم استقبال مردم از آلبوم خوب باشد.

با توجه به اینکه در حال حاضر کمتر نوآوری در موسیقی ایران داریم، فضا را کلاً چطور می بینید؟ 
ما هرسال که نمی توانیم نوآوری داشته باشیم، به نظرم هر ده سال یک بار هم باشد، خوب است، شش-هفت سالی می شود که ترانه سراهای خیلی خوبیوارد موسیقی ما شده اند که لحن و زبان قبل از خود را شکستند. در موسیقی سلیقه خیلی عوض شده، اوایل که موسیقی پاپ وارد ایران شد، خیلی ا زخواننده ها به سبک خواننده های 20-30 یال قبل می خواندند، اما الان ما تنوع صدا و سبک خوانندگی را در بین خواننده ها می بینیم. به نظر من فضای موسیقی در بخش استعداد بسیار امیدوارکننده است، اما بخشی که بیشتر باید روی ان کار شود مدیریت فرهنگی کشورمان است. 

منظورتان بیشتر مشکلات مجوز البوم و... است؟ 
منظورم هم وزارت ارشاد است هم تلویزیون. خیلی خوب کار م یکنند، اما این کافی نیست.به این استعدادها باید خیلی جدی تر نگاه کرد تا اینکه آن را مدیریت کرد. باید به انها میدان داد و صرفاً نباید به محدودیت ها فکر کرد،بلکه این استعدادها نیاز به پرورش دارند.

اما شما یک خواننده تلویزیونی هم هستید و به نظر می رسد مشکل چندانی در این زمینه نداشته باشید؟
این ظاهر قضیه است و محدودیت برای همه یچه ها وجود دارد. محدودیت که می گویم منظورم این است که نگاه های سلیقه ای به نگاه های تخصصی تبدیل شود. کلاً ما نیاز به انقلاب در دیدگاه مدیرانمان داریم که بتواند مفید باشد.مرا اگر در بخش ورزش بگذارند نمی دانم باید چه کنم،مدیر به هر حال باید آشنایی اولیه را با رشته ای که در ان کار می کند داشته باشد. ما مدیرانی داریم که حتی حقشان بیشتر هم هست، اما باز این کافی نیست. به نظرم وضعیت مدیریت در موسیقی ما می تواند خیلی جدی تر و بهتر باشد. 

شما به صدای خود چه نمره ای می دهید؟
دوست دارم همیشه به خودم نمره تک بدهم تا بیشتر پیشرفت کنم.( می خندد)اگر به نسبت خواننده های کل تاریخ و جهان بخواهم حساب کنم که واقعا زشت است من به خودم نمره بدهم، اما اگر بخواهم به نسبت موسیقی فعلی ایرانی نمره بدهم اجازه بدهید مردم در این باره قضاوت کنن و نمره بدهند. 

شما قبلاً فیلمنامه نویش هم بودید. درست است؟
بله، فیلمنامه هم می نوشتم و در 15 سالگی خیلی دوست داشتم کارگردان شوم و فکر می کنم روزی بالاخره یک فیلم بسازم. 

با چه محتوایی؟؟ 
کلاً شوزه های عاشقانه اجتماعی را خیلی بیشتر دوست دارم. 



هدف نهایی شما در موسیقی چیست؟ 
این که به یک نقطه در موسیقی برسم که این قدر مخاطبانم به من اطمینان داشته باشند و ان چیزی را که اعتقادم است از من باور کنند،به نوبه خودم هر چند اندک. منظورم این است که بیشتر بتوانم فرهنگسازی کنم. زیاد کتاب می خوانید؟ به اندازه ای که دوست دارم نه، اما هر شب مطالعه می کنم. گاهی دوصفحه، گاهی بیشتر و بیشتر. 

بیشتر چه موضاعاتی را انتخاب می کنید؟ 
من بیشتر کتابهای جامعه شناسی، اسلام شناسی، تاریخ معاصر و شعر و فلسفه می خوانم. به خواندن این کتابها علاقه ی زیادی دارم. 

غیر از موسیقی به چه چیزی علاقه دارید؟ 
ورزش را هم دوست دارم.کلاً چیزهایی که ربطی به سلامتی داشته باشند، دوست دارم و به زندگی کردن هم خیلی علاقه دارم.برای همین زیاد نمی خوابم ، دوست دارم از بیشتر ساعات زندگی ام استفاده کنم. بعد از موسیقی سینما را هم خیلی دوست دارم. یادم رفت بگویم به بازی شطرنج هم خیلی علاقه دارم، دوست دارم یک نفر برای چند ساعت بنشیند و با من شطرنج بازی کند. 

چرا هنرمندان شب تا صبح بیدار هستند و روز می خوابند؟ 
چون در سکوت بهتر می توان اهنگ ساخت و خواند. نه صدای زنگ تلفن می اید و نه کسی تو رو صدا می زند. 

هنر ما را عادت داده به شب زنده داری. فوتبالی هستید؟ 
مگر می شود فوتبال را دوست نداشت.فوتبال هم مثل موسیقی پاپ پرطرفدار است. من قبل از اینکه خواننده شوم ،دروازه بان بودم و عاشق تیم ملی برزیل. در بچگی هم از طرفداران تیم شاهین اهواز بودم. اما هیچ وقت نه استقلالی بودم و نه پرسپولیسی. 

یک خصلت بد شما؟ 
یک جاهایی شاید تند می روم. 

و یک خصلت خوب شما؟
آدم کینه ای نیستم

روزهای زندگی شما چطور می گذرد؟ 
خدا را شکر خوب است،" یک عمر هردردی به من دادی، حس می کنم عین نیازم بود" سلام مرا به خوانندگان مجله " روزهای زندگی" برسانید 


ارسال در تاریخ جمعه 29 فروردین 1393 توسط hajar torfi

قالب وبلاگ